تازه ترین اشعار
- حادثهی دوری یا در آغوشِ پُر از مِهرِ تو جا میگیرم یا که در حادثهی دوری تو میمیرم دلِ چون تُنگِ بلورم مشِکَن کز همه سو تور و قلاب گره داده به تو تقدیرم در دلِ آینهها گرچه زلال و صافند لکّه افتاده از اندوه تو بر تصویرم کوهم و در دلِ دریاچهای از مِه پنهان ساکت و سرد و پر از بغضم و بیتقصیرم دلخورم از همه، از عالم و آدم اما بیشتر از همه از دست خودم دلگیرم که چرا با همهی شوقِ رسیدن به تو باز راه گم کرده و مبهوتم و در زنجیرم تو بیا سوی من و شاهد پروازم باش ورنه در حادثهی دوریِ تو میمیرم #مریم_جلالوند

آخرین اطلاعیه ها